تبلیغات
بازگشت دَخو - درد دل فقط
چهارشنبه 23 دی 1388

درد دل فقط     داغ کن - کلوب دات کام

   نوشته شده توسط: مسعود    

متن زیر بدون هیچ توقفی مینویسم و شما اصلا جزو بقیه نوشته ها حساب نکنید.
فقط میخوام بنویسم تا این قفل از گلوم باز بشه و برای بعد آماده بشم.(در آخر فقط غلط تایپی گرفتم)

-------------------------
فریاد. فریاد مردی که به ستون کنار سالن تکیه داده است
فریادی از عمق وجود.
در دست زخم دارد. زخم کهنه.
زخم امروز نیست
زخم سالها پیش است.
فریادش بوی کهنگی دارد.
چه کند که این روز ها کسی  گوش نمیدهد.
این روز ها زندگی ما شده است فحش و داد.
شده است خبر و تکذیب
شده است توهین و جواب
دیگر کسی به فکر زخم دیده ها نیست
این روز ها همه شهید میشوند.
مسعود رجوی رو به موت است و بعد از مردن گمانم برود جز شهیدان.
این روز ها شهید ها را به خاطر افکار عمومی شهید اعلام نمیکنند.
البته باید گفت افکار خصوصی.
افکاری که مجلسی ها به خورد مردم دادند.
این روز ها ، مرد زخم دیده 
از زخم دیدن، خسته شده است
عادی شده است
روزی که زخم نبیند توهم میزند.
این روز ها همه شدن معاویه و یزید.
هیچ کدام هم قیاس نمیکنند
فقط میگویند تو یزیدی.
این روز ها پاترول پلیس اسپرت میشود.
این روز ها  بمب منفجر میشود.
این روز ها خود کشی میکنند محض تفریح
از روی خوشی
صورت بی زخم این روز ها کم است
صورت که هیچ
قلب ها هم زخمیست
عده ای عکس پاره میکنند.
و عده ای سالهاست قلب میدرند.
افرادی پرده حجاب
شیخی هم  پرده حیا
شیخکی پر رو که یاد یک قاضی را زنده میکند.
هر دو در دادگاه بودند.
هر دو مثل هم شدند.
بازی در زمین حریف میکنند بعضی ها
گل به خودی که زیاد میزنند آنها
این و آن ندارد.
این وسط عده ای چشم بسته اند و نمایشگاه میروند.
این وسط تابلو های نفیس خاک میخورد
آن وسط میلیون ها خرج میشود، که بنجل فروشی کند خانوم
مجلسی ها هم صدا کردند.
یکی نیست بگویند زیر سر خودتان بود عشق و حال میکردید.
از دست داده اید صدا میکنید.
خدا رو شکر مجلسی ها قانون حمایت ندارند وگرنه چوب زیاد در آستینمان میرفت.
البته بزرگشان دارد، و معذور میکند ما را از گفتن
بلانسبت یاد رقاصه محله پدر بزرگم افتادم.
هر شب خانه یک ملا میرقصید و هر روز ملا ها از بی آبرویی او سخن میگفتند.
از زخم به کجا رسیدیم.
همین است دیگر
زخم میزند بعضی زبان ها
بعضی زبان ها هم دار میزند.
ما که ساندیس نخوریدم
ولی میگویند ساندیس در ایران ارزان است
ارزان تر از آب معدنی
راستی چرا آب این قدر گران شده است
پس این ها که آب در آسیاب دشمن میریزند باید خیلی پولدار باشند.
شاید خود دشمن هزینه آب و برقشان را میدهد.
یارانه ها برداشته اند و اینها مجبورند دست جلوی اجنبی دراز کنند.
الهی شیخ های ساده فدای شما شود که این قدر با آبرو هستید.
شما که نمیخواهید آدم شوید.
زخم زیاد است.
یکی فلسفه دارد و یکی سفسطه
زخم ها روز به روز زیاد میشود.
آدم میماند چه کند با این همه زخم
خوش به حال قورباغه های دو زیست 
من کاری به بعضی نماینده های دو زیست ندارم
قورباغه را میگویم که خودش زخم هایش را خوب میکند.
کاش کشور به جای گربه، قورباغه بود تا زخم هایش خوب شود.
خسته شدیم از مرهم کاری هر روز

ای مرد که به دیوار تکیه دادی
خوش به حالت که تو دیوار داری



برچسب ها: نماینده دوزیست ، زخم ، ساندیس ، نمایشگاه عکس ، قاضی ، مجلس ،

اگر این مطلب را نقل کرده اید یا به آن لینک داده اید من را خبر کنید تا لینک شما را در انتهای مطلب قرار دهم