چهارشنبه 14 بهمن 1388
اوج عدالت!  

قدیمی ها همیشه حرف های خوبی میزدن
مثلا این شعر واقعا جالبه:
داداش مهدی خونه نیست
آخه رفته انگلیس
تا بخره خود نویس
خود نویسش گرون بود
مجبور شد یکی از چمدون های استات اویل رو پس بده.
حالا هم اوج عدالت رو زمانی میبینی که خواهر را بدون برادر مجازات نمیکنند.
چرا؟ چون بالاخره یه دست صدا نداره. این ها رو یا باید از ریشه زد یا دست بهشون نزد که زیاد میشن.
اما امروزه یکم بخواهی از شاخ و برگ جلو تر بری گردنت له میشه.
نه ریشه نه شاخه . سیخ و پریز و دو شاخه.
بکش خودتو خلاص. اون وقت هیچی برات اهمیت نداره.(شوخی کردم اون مرگ موش رو بزار زمین، با تو نیستم با اون مرد پشت سرتم!)
البته این حرف ها جواز نداره ما هم داریم زیر زمینی پخش میکنیم شما نشنیده بگیرید.
میدونید که آخرین نفری که این حرف ها رو پخش کرد چی شد! پیش خودمون باشه بی دادگاه براش حکم بریدن.
از بچه های خودمون بود. البته جای پدر ماست ، دوستان خبرگزاری ... میدونن کی بود.
بگذریم.
خلاصه اینکه عدالت این روز ها بیداد میکنه.
آخر عدالت هم همین خوشه بندیه. که قربونش برم همه رفتن خوشه سه. حالا این دو تا خوشه اول کجان باید از کمیته صیانت از خوشه ها بپرسیم.
ولی هرچی باشه معلوم میشه از ما بدبخت تر هم هست. باورتون میشه؟ از روزنامه نگار بیچاره تر. حتی بیچاره تر از فائزه.
میدونید که داداش محسنش گفته توی خرج اولیه زندگیش مونده.بیچاره چون توی خوشه دهم هست یارانه هم نمیگیره.
من الان دچار عذاب وجدان شدم.کجا رو باید امضا کنم یارانه منو بدن بهش؟
برچسب ها:
خوشه بندی ،
عدالت ،
آخر عدالت! ،
کمیته صیانت از خوشه ها ،
استات اویل ،
چمدان ،
فائزه ،
مهدی ،
محسن ،
دنبالک ها: همین مطلب در شبکه خبر دانشجو ،
اگر این مطلب را نقل کرده اید یا به آن لینک داده اید من را خبر کنید تا لینک شما را در انتهای مطلب قرار دهم



